یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

نام غدير حك بود بر جبينم

سر زد از دوش پيمبر،ماه در شام غدير 
تا كه جبرائيل او را داد پيغام غدير

مژده داد او را ز ذات حق كه با فرمان خويش‏ 
نخل هستى بار و بر آرد در ايام غدير

دين خود را كن مكمل با ولاى مرتضى‏ 
خوف تا كى بايد از فرمان و اعلام غدير

مى‏شود مست ولاى مرتضى،از خود جدا 
هر كه نو شد جرعه‏اى از باده جام غدير شد

بپا هنگامه‏اى در آسمان و در زمين‏ 
تا ولايت شد على را ثبت،هنگام غدير

شور و شوقى شد در آن صحراى سوزان حجاز 
مرغ اقبال آمد و بنشست بر بام غدير

عشق مولا در دلم از زاد روز من نشست‏ 
بر جبينم حك بود تا مرگ خود نام غدير

محمد على سالارى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:39 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

انتظار آسمان در غدير:

ملتهب در كنار يك بركه‏
روح تاريخ پير منتظر است

دست خورشيد تا نهد در دست‏
آسمان در غدير منتظر است

بر سر آسمانى آن ظهر
آيه‏هاى شكوه نازل شد

مژده دادند آيه‏هاى شكوه‏
دين احمد تمام و كامل شد

مصطفى محدثى خراسانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:37 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

نوبت خم و غدير است

امروز بگو،مگو چه روز است؟
تا گويمت اين سخن به اكرام

موجود شد از براى امروز
آغاز وجود تا به انجام

امروز ز روى نص قرآن‏
بگرفت كمال،دين اسلام

امروز به امر حضرت حق‏
شد نعمت حق به خلق اتمام

امروز وجود پرده برداشت‏
رخساره خويش جلوه‏گر داشت

امروز كه روز دار و گير است‏
مى ده كه پياله دلپذير است

از جام و سبو گذشت كارم‏
وقت خم و نوبت غدير است

امروز به امر حضرت حق‏
بر خلق جهان على امير است

امروز به خلق گردد اظهار
آن سر نهان كه در ضمير است

عالم همه هر چه بود و هستند
امروز به يك پياله مستند

آية الله ميرزا حبيب الله خراسانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:37 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدير،حديثى از قديم

ولايتش كه در غدير شد فريضه امم‏
حديثى از قديم بود ثبت دفتر قدم

كه زد قلم به لوح قلب سيد امم رقم‏
مكمل شريعت آمد و متمم نعم

شد اختيار دين به دست صاحب اختيار من

آية الله كمپانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:35 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ساقى خم غدير

باده بده ساقيا،ولى ز خم غدير
چنگ بزن مطربا،ولى به ياد امير

وادى خم غدير،منطقه نور شد
باز كف عقل پير،تجلى طور شد

آية الله كمپانى




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:35 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ماجرای خواندنی شعر شهریار درباره امام علی(ع)

    آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
    حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .
    فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد .

    حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
    شهریار این شعر را خواند :
    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
    که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
    ****
    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
    به علی شناختم به خدا قسم خدا را
    ****
    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
    چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
    ****
    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
    ****
    برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
    ****
    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
    ****
    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
    که علم کند به عالم شهدای کربلا را
    ****
    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
    ****
    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
    ****
    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
    ****
    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
    ****
    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
    ****
    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
    ****
    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
    به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
    ****
    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
    آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
    فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

    گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند .
    گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .
    چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.
    از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .
    مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .
    شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
    آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .

    ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:47 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در رسای مولا

ما درس وفا ز حیدر آموخته ایم

در مکتب او دلق ریا سوخته ایم

ما را نبود هیچ نظر بر دگری

تا دیده به لطف مرتضی دوخته ایم

***

گفتم به دل امشب ز چه این شور و نواست

از بهر چه مهتاب چنین غالیه ساست

بر بام فلک زهر چرا نغمه سر است

گفتا شب میلاد علی شیر خداست

***

ای روی تو آئینه ذات احدی

ای در تو عجین شده صفات صمدی

بار غم ایام مرا پشت شکست

ای حیدر صف شکن خدا را مددی




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:44 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

میدان بلاغت است دیوان علی

کس چون بنهد قدم به میدان علی

هر نکته که بوی عشق می آید از آن

یا زان محمد است یا زان علی

***

خواهم نظری که جز خدا نشناسد

جز دست خدا گره گشا نشناسد

جز عشق علی و یازده فرزندش

راهی به دیار آشنا نشناسد

***

ای دل به علی نگر خدا را بشناس

وز روی علی رمز ولا را بشناس

خواهی که مقام عشق را بشناسی

برخیز و علی مرتضی را بشناس

***

گفتم ز چه کعبه را به عالم شرف است

وان خانه مطاف اهل دل صف به صف است

گفتا که گهر مایه ی ارج صدف است

این عاصمه زادگاه میر نجف است

***

ای آمده در کعبه ز مادر به وجود

وی رفته به مسجد ز جهان وقت سجود

از آمدن و رفتن تو دانستم

سرمایه ی زندگی قیام است و ُقعود

***

تا بر لب خویش نام حیدر داریم

کی بیم ز دشمن ستمگر داریم

از مهر علی و یازده فرزندش

ما، گِردِ دیار خویش سنگر داریم

***

با یاد علی به موج آتش زده ایم

از نجد زبانه تا مراکش زده ایم

در مکتب او چو قامت افراخته ایم

سیلی به حرامیان سرکش زده ایم

***

ای تیغ کجت قبله نمای دل ما

سرپنجه ی تو گره گشای دل ما

تو شیر حقی، دست حقی، مرد حقی

ای نام بلندت آشنای دل ما

***

با نام علی به پهنه رو آوردیم

بر خصم شکستِ سو بسو آوردیم

هر چند که قطره قطره خون بخشیدیم

صهبای ظفر سبو سبو آوردیم

(حمید سبزواری)

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:42 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ابر رحمت در مصيبت على(ع)

على امشب چرا بهر عبادت بر نمى‏ خيزد؟
چرا شير خدا از بهر طاعت‏بر نمى ‏خيزد؟
خداجوئى كه از ياد خدا يكدم نشد غافل
چه رو داده كه از بهر عبادت بر نمى‏ خيزد
از آن ضربت كه بر فرق على زد زاده ملجم
يقين دارم كه از جا، تا قيامت‏بر نمى‏ خيزد
به محراب دعا در خون شناور گشته شير حق
دگر بهر دعا آن ابر رحمت‏بر نمى‏خيزد
ز كينه ابن ملجم آتشى افروخت در عالم
كه زين آتش بجز دود ندامت‏بر نمى‏ خيزد
طبيب آن زخم سر را ديد و گفتا با غم و حسرت
على ديگر از اين بستر سلامت‏بر نمى ‏خيزد
نهد سر هر كسى بر آستان مرتضى(خسرو)
ازاين درگاه تا روز قيامت‏بر نمى ‏خيزد

سيد محمد خسرو نژاد(خسرو)

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:40 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

مشق عشق علوی


نام زیبای "علی" در دل ما حک شده است

مشق عشق علوی مکتب و مسلک شده است

هر کسی مهر علی در دل خود تازه ندید

شرط تکبیرة الاحرام دلش، ترک شده است

چه هراس است اگر خّم غدیری شکنند

چون به قاموس ادب نام علی تک شده است

هر کسی خواست کشد خط جفا بر رخ ماه
 
دید در دفتر دل باز "علی" حک شده است

نام زیبــــــای "علی" بردم و دل تاب نشد

محفل کوچک دل، باز... مبـــارک شده است


شعر از مهدی کویر

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:35 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 1-  تا چه میزان با تاریخچه و اتفاقات غدیر آشنا هستید؟



( توضیح : آیا معنای کلمه غدیر را می دانید؟ آیا می دانید که واقعه غدیر چه بوده و در چه شرایط زمانی و مکانی رخ داده است؟ می دانید که چه اتفاقات مهمی در غدیر رخ داده و می توانید آنها را برشمرید؟ می دانید که مراسم غدیر حاوی چه برنامه هایی بوده است ؟ آیا از خطبه طولانی و مفصل پیامبر در غدیر و از محتوای آن آگاهید؟ و آیا از توقف سه روزه حاجیان در بیابان ، اجتماع عظیم و چند ده هزار نفری مردم در غدیر ، برپا شدن منبر از جهاز شترهای کاروان ، سخنرانی چند ساعته پیامبر، ماجرای بیعت، عمامه سحاب، سرودن شعر توسط حسان بن ثابت و دسیسه های پنهانی منافقان در غدیر و ترور ناموفق پیامبر اطلاع دارید؟)



O بله. به طور کامل از این مطلب اطلاع دارم.



O کم و بیش چیزهایی می دانم.



O سوالات زیادی در این زمینه دارم.



2- آیا با نزدیک شدن غدیر، این احساس در شما پدید آمده است که به زودی به بزرگ ترین عید سال وارد خواهید شد؟ آیا به راستی شادی بزرگ ترین عید سال برای شما و در دل شما پدیدار شده است؟ آیا شما مشتاق الطاف خاص الهی هستید که در غدیر بر مومنان عطا می فرماید؟



 O بله. شب و روز لحظه شماری فرا رسیدن این عید را دارم.



 O البته می دانم که غدیر یک عید مهم اسلامی است، اما احساس معمولی نسبت به آن دارم .



 O نمی دانم که چرا غدیر عید مهمی است ولی دوست دارم مطالبی درباره آن بدانم.



3- آیا می دانید پیام اصلی پیامبردر غدیر چه بوده است؟ آیا می دانید که پیامبر چه سفارش هایی درباره امیرالمومنین به مردم مسلمان فرمودند؟ آیا می دانید معنای بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام در غدیر چه بوده است؟



 O بله. به خوبی می دانم که پیامبر در غدیر تکلیف امت را پس از خود روشن کردند و از آن ها تعهد گرفتند که بعد از ایشان بی چون و چرا پیرو امیرالمومنین باشند تا سعادت دنیا و آخرت نصیب ایشان شود.



 O از مساله بیعت با امیرالمومنین علیه السلام آگاه هستم ولی نمی توانم توضیح دهم که معنای آن چیست و وظیفه ما امروز در برابر غدیر چه می باشد.



 O سوالات زیادی درباره مساله امامت و ولایت امیرالمومنین دارم و دوست دارم پاسخ آن ها را بدانم.



4- آیا می دانید عکس العمل منافقان در برابر غدیر چه بود؟ آیا کسانی را که به مقابله با غدیر برخواستند و پس از پیامبر از ولایت و پیروی حضرت علی علیه السلام سرباز زدند، می شناسید؟ آیا می توانید آن ها را در چند گروه دسته بندی کنید؟ آیا با زشتی های اعتقادی و اخلاقی آن ها آشنایید؟ و آیا می دانید که دشمنی های آن ها با امیرالمومنین چه نتایجی را در جامعه اسلامی به بار آورد؟



 Oدشمنان امیرالمومنین را به خوبی می شناسم. از کارهای آن ها با خبرم و می توانم خیانت های آن ها را توضیح دهم و قلباً نسبت به رفتار آنان بیزارم و انتظار زمانی را می کشم که دادگاه الهی برپا گردد، آن ها رسوا شوند و دین خدا در سراسر عالم چنان که باید و شاید حکم فرما شود.



 O كم و بيش با دشمنان امير المومنين آشنا هستم ولی به خوبی درباره تاریخ آن زمان نمی دانم و احساس معمولی در بیزاری از آن ها دارم.



 O سوال هاي زيادي درباره دشمنان امير المونين دارم و از آن جا که از کارهای آن ها کمتر اطلاع دارم، هنوز احساس قلبی در بیزاری از آنان را ندارم.



5-  آیا می توانید 10 ویژگی و فضیلت از مناقب و فضایل مولای خود را بشمارید؟ آیا با حکایت ها و فضایل امیرمومنان آشنا هستید؟



 O بله. فضایل فراوانی از ایشان را به خاطر دارم و آگاهی از این فضایل در قلب من علاقه شدید و محبت فراوانی را نسبت به حضرت علی علیه السلام ایجاد کرده است؛ تا حدی که بعضی وقت ها که نام شریف ایشان یعنی"علی" را می شنوم یا می بینم یا با لقب خاص ایشان یعنی "امیرالمومنین" مواجه می شوم، از شدت محبت اشک در چشمانم حلقه می زند و من به داشتن چنین مولایی با تمام وجود افتخار می کنم.



 O به طور کلی می دانم که ایشان دارای فضایل زیادی هستند ولی نمی توانم به بیش از 3 یا 4 مورد از آن ها اشاره کنم.



 O از فضایل حضرت علی علیه السلام اطلاع زیادی ندارم و فعلا احساس محبت خاصی نسبت به ایشان در خودم نمی بینم. ( حتی بعضی وقت ها احساس می کنم که به بعضی از ورزشکاران یا هنرمندان معاصر بیشتر از آن مولی در ظاهر علاقه نشان می دهم و در قبال بی توجهی به آنان بیشتر از بی توجهی به حقوق امیرالمومنین ناراحت می شوم. البته از این حالت خودم خوشحال نیستم و دوست دارم با داشتن اطلاعات بیشتر در زمینه حضرت علی علیه السلام علاقه ام به ایشان بیشتر شود.)



6 – آیا می دانید که "غدیر" دلیل محکم برای شیعه بودن شماست؟ و آیا می دانید که پیامبر و امامان معصوم تا چه حد درباره غدیر سفارش کردند و علمای شیعه برای مشخص شدن راه راست با آگاهی دادن مومنان نسبت به "غدیر" چقدر تلاش نموده اند؟



 Oبله. به واسطه آگاهی از غدیر به شیعه بودند خود افتخار می کنم و می دانم که آیین و دین من به راستی حق است. حتی می توانم به وسیله غدیر از آیین خود دفاع کنم.



 O اطلاعات کلی در این زمینه دارم، اما احساس خیلی شدیدی درباره شیعه بودن خود ندارم.



 O خیر. هنوز نیاز است که درباره غدیر بیشتر بدانم و سوالات زیادی در این باره برایم هست. دوست دارم بیشتر از این درباره غدیر بشنوم و بخوانم.



7 – آیا می دانید که پیامبر خدا در غدیر چه مطالبی را درباره حضرت مهدی علیه السلام بیان کرده اند؟ آیا می دانید که چرا و چقدر و چگونه از امام زمانتان در غدیر یاد شده است؟



 O بله. می دانم که پیامبر خدا در قسمت هایی از خطبه غدیر به امام زمان ما اشاره صریح فرموده اند و با توجه به اهمیت رسالت حضرت مهدی طبیعی است که پیامبر در بزرگ ترین سخنرانی خود به آن حضرت اشاره کنند.



 O چیزهایی در این زمینه شنیده ام ولی از محتوای دقیق صحبت پیامبر در باره حضرت مهدی علیه السلام آگاه نیستم.



 O تا کنون چیزی در این باره نشنیده بودم و برایم جالب است که پیامبر درباره حضرت مهدی صحبت کرده باشند.



بیایید! بر کرانه"غدیر" به تماشا بنشینیم.


بیایید دست در آب خنک و گوارای غدیر فرو بریم و کف دستی از آن بنوشیم و به سفارش های پیامبر خویش عمل کنیم .




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 4:28 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 روزي يكي از دوستان سنی به ديدنم آمده بود . گفتگوی مفصلي درباره حقانيت اهل بيت داشتم از جمله به خطبه ي حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير خم استناد كردم .


ايشان مي گفت : مولا در اين حديث به معناي دوست آمده است .


نهايتا هر چه دليل آوردم قبول نكرد . خداحافظي كرد و به سمت بلوچستان حركت كرد .


يك ساعت از رفتنش گذشته بود كه به او زنگ زدم و گفتم : كار خيلي مهمي با شما دارم بايد برگردي!!!


گفت : من باید بروم ؛ وقت ندارم برگردم ؛ خانواده ام منتظرم هستند چه كارم داري ؟ در تلفن بگو!!


گفتم : كار مهمي دارم ؛ تلفني نمی توانم بگويم بايد خودت اينجا باشي . خيلي اصرار كردم و به زور برگشت .


وقتي به من رسيد گفت : چه كار مهمي داري كه من را از اين همه راه برگرداندي ؟


گفتم : مي خواستم بهت بگم : دوستت دارم .


گفت : همين !!!


گفتم : بله . همين را خواستم به شما بگويم .


دوستم ناراحت شد و گفت : خانواده ام منتظرم بودند و بايد مي رفتم اين همه راه من را برگرداندي كه بگويي دوستت دارم !! اذیت می کنی ؟


گفتم : سوال من همین جا است چطور وقتي شما با عجله به سمت خانواده ی منتظرتان می روید ، و شما را از راهتان که می روید بر می گردانم تا به شما بگویم دوستت دارم ؛ ناراحت می شوی و در عقل من شک می کنی !! ولی وقتی پیامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) دهها هزار نفر را که با عجله به سمت خانواده ي خود که آماده ی استقبال از آنها بودند ، می رفتند سه روز در زیر آفتاب سوزان ، معطل کردند كه فقط بگوند : هر کس من را دوست دارد علی (عليه‌السلام) را دوست بدارد . این کار پیامبر (صلي الله عليه و آله) عاقلانه بود ! آیا این اقدام پیامبر (صلي الله عليه و آله) ناراحتی مسلمانان را در پی نمی داشت ؟؟ آیا آنها در عقل چنین پیامبری شک نمی کردند ؟


با اين كاري كه كردم دوستم با تمام وجود احساس کرد که چه حرف خنده داری زده است و اقرار کرد که پیامبر در جریان غدیر خم ، نکته ی مهمتری می خواست بیان کند و الا بیان دوستی علی (عليه‌السلام) نیازی نبود مسلمانان را از راهشان برگردانند .




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 4:27 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
 
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
 
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
 
سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
 
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
 
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است
 
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

 

(سید حمیدرضا برقعی)
 



[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 4:23 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98213 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب